حبیب تولدی دیگر

1,000,000 تومان

کارنامه‌ی عملیاتی گردان حبیب‌بن‌مظاهر لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)

«حبیب؛ تولدی دیگر»؛ دومین کتاب از مجموعه کارنامه عملیاتی گردان حبیب‌بن‌مظاهر لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)، با ارائه روایتی مستند و دقیق از عملیات‌های نظامی مهمی که گردان حبیب در آنها شرکت داشته است. حبیب؛ تولدی دیگر؛ زمانی سه ساله از بهار سال 1362 تا بهار 1365 را شامل می‌شود و به بررسی عملیات‌های مهمی نظیر والفجر5 در جبهه کوهستانی بمو، والفجر4، خیبر و والفجر8 می‌پردازد. در طی این دوره، گردان حبیب‌بن‌مظاهر با نقشی کلیدی در جبهه‌های نبرد، به یکی از یگان‌های پیشگام و خط‌شکن تبدیل شد. این کتاب تلاش دارد تا با نگاهی جامع، روند تشکیل و سازمان‌دهی این گردان و معرفی فرماندهان و رزمندگان برجسته آن را با روایت‌های جذاب و مستند به تصویر بکشد. در نتیجه، 11 فصل این اثر به طور مفصل به شرح فعالیت‌های نظامی، تاکتیک‌های مورد استفاده و فداکاری‌های اعضای این گردان پرداخته است. تنوع و جذابیت رخدادها در این بازه زمانی سه ساله به گونه‌ای است که حتی بیان خطی و ساده هر یک از این حوادث نیز می‌تواند برای مخاطبان جذاب و جالب باشد. اما نویسنده کتاب با تجربه طولانی در مستندنگاری، سعی کرده است اثری فراهم آورد که نه تنها خواندنی بلکه آموزنده و الهام‌بخش باشد. هدف نویسنده این است که مخاطب بتواند با کشف افق‌های جدید در موضوعات جنگی و مقاومت، از مطالعه کتاب لذت ببرد و در عین زمان با حوادث پر از التهاب و قهرمانان بی‌ادعای جنگ تحمیلی ایران آشنا شود.

توضیحات

در برشی از کتاب«حبیب؛ تولدی دیگر» می‌خوانیم:

حوالی ساعت هشت شب، بدون بلد راه و فقط با استفاده از ستاره‌ها در جهت‌یابی‌مان، به راه افتادیم. بعد از دو ساعت پیاده‌روی، متوجه شدم که راه را گم کرده‌ایم. به کسی چیزی نگفتم. گروهان بعدی در جاده‌ای موسوم به جاده کربلا پدافند می‌کرد. از خدا خواستم خودش راهنمایی‌مان کند. در دل آن تاریکی، ناگهان پایم به چیزی برخورد. وقتی نگاه کردم، دیدن سیاهه چیزی شبیه به یک مین والمری، تکانم داد. سریع دستور دادم بچه‌ها بنشینند و هیچ کس از جایش تکان نخورد. آهسته به راه افتادم، تا از میزان آلودگی زمین آن‌جا به مین، باخبر شوم. راستش خودم هم نمی‌دانستم چقدر وارد عمق میدان مین شده‌ایم. بعد از مدتی جست‌وجو، در عین ناباوری، پای قطع‌شده‌ای دیدم که از بدن یک سرباز عراقی جدا شده بود. چرا؟ چون یک لنگه پوتین عراقی، آن پای بی‌صاحب را پوشانده بود. معلوم شد که همان‌جا؛ ابتدای ورودی میدان مین است. خیلی زود بچه‌ها را با احتیاط کامل و آرام از آن محل عقب کشیدم و به یاری خدا توانستیم پس از مدتی راه را پیدا کنیم. بعدها بود که فهمیدم قبل از گشت‌زنی ما، گشتی‌های عراقی در آن‌جا حضور داشته‌اند، که با برخورد به این میدان مین، ضمن به جا گذاشتن یک لنگه پا، برمی‌گردند. این گشت‌های شبانه ما ادامه داشت، تا اینکه ابوالفضل نوری؛ مسؤول گروهان تخریب، در منطقه مهران شهید شد. ابوالفضل یک روز صبح برای بررسی وضعیت میدان مین دشمن به خط رفته بود که بر اثر انفجار چند خمپاره، به درون کانالی می‌پرد. در کناره‌های این کانال، مین‌های تی‌ایکس 50 کاشته شده بود و عراقی‌ها با خاک، روی آن‌ها را پوشانده بودند. پای ابوالفضل به سیم تله یکی از همین مین‌ها گیر کرده و آن را منفجر می‌کند. از طرف دیدبان‌ها به ما اطلاع دادند که در میدان مین، صدای انفجار شنیده‌اند. به اتفاق ابوالفضل اسلامی؛ مسؤول گروهان، خودمان را به محل انفجار رساندیم. ندانسته وارد میدان مین شدیم.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “حبیب تولدی دیگر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *