کوهستان آتش
600,000 تومان
کارنامۀ عملیاتی لشکر 27 محمد رسولالله (ص)
کتاب «کوهستان آتش»؛ به بررسی کارنامه عملیاتی لشکر 27 محمد رسولالله (ص) در ماموریتهای شناسایی محور بمو _ دربندیخان و نبردهای والفجر 3 و والفجر 4 در بازه زمانی اردیبهشت تا آذر 1362 میپردازد. این اثر که در ده فصل تدوین شده، به عنوان یکی از آثار برجسته در حوزه ادبیات دفاع مقدس شناخته میشود و به طور خاص به تاریخچه و عملکرد این لشکر در دوران جنگ تحمیلی میپردازد. کتاب «کوهستان آتش» با رویکردی مستند و دقیق، عملیاتهای مهمی که لشکر 27 در آن نقش داشته را بررسی میکند و نقش بیبدیل این لشکر در پیروزیهای جبهههای نبرد را به تصویر میکشد. نویسنده در این کتاب به ابعاد نظامی عملیاتها پرداخته و جزئیات فنی و تاکتیکی آنها را به دقت شرح داده است. این کتاب بر پایه اسناد و مدارک متعددی از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و سایر مراکز اسنادی تهیه شده است. این مستندات، چارچوب روایی گام به گام وقایع مربوط به حرکت لشکر 27 از پادگان دوکوهه به جبهه کوهستانی غرب پس از تجربه تلخ شکست در نبرد والفجر 2 را تشکیل میدهند. تلاشهای شبانهروزی واحد اطلاعات و عملیات این یگان برای فراهم کردن زمینه مناسب جهت اجرای عملیات لغو شده والفجر 3 در محور بمو _ دربندیخان، عملیات پیروزمند والفجر 4 در بلندیهای مرزی مهران و سرانجام نبرد خونین کوهستانی والفجر 4 در ارتفاعات شرقی استان سلیمانیه عراق، برای نخستین بار و به صورت جزء به جزء در این کتاب روایت شده است. نویسنده در تلاش بوده است تا با انجام مصاحبههای هدفمند با تعدادی از فرماندهان تصمیمساز و تاثیرگذار بر روند کلی حوادث میدانی جنگ در سال 1362، قطعاتی از پازل کلی ماجراهای مندرج در این کتاب را تکمیل کند.
لشکر 27 محمد رسولالله (ص) به عنوان یکی از لشکرهای ویژه و پرافتخار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در دوران دفاع مقدس نقش بسیار مهمی در جبهههای مختلف ایفا کرد. این لشکر با فرماندهی شهید مهدی زینالدین و سایر فرماندهان برجسته، در عملیاتهای حیاتی مانند فتحالمبین، بیتالمقدس، کربلای 4 و 5 و بسیاری از عملیاتهای دیگر شرکت داشت و موفقیتهای چشمگیری را به دست آورد.
در برشی از کتاب «کوهستان آتش» میخوانیم:
کشور ما در محاصرهی تسلیحاتی و اقتصادی به سر میبرد؛ در حالی که قدرتهای بزرگ اقتصادی، تسـلیحاتی و مالی، پشتیبان عراق بودند. از عملیات بیتالمقدس به بعد، ما فقط با عراق نمیجنگیدیم. حالا با نیروی جدیدی مواجه بودیم. این معضل در رأس امور جنگ خودنمایی میکرد. چه میبایست میکردیم؟ زمین شرق بصره قفل شده بود؛ یعنـی پیروزی ما توأم بود با تلفات زیاد. بعید به نظر میرسید که فرماندهان برای این منطقه طرحی بزرگ داشته باشند. عملیاتهـای والفجر مقدماتی و والفجر1 در مناطق جنوبی و شمالی محور فکه _ العماره هم، اهدافی را دنبال میکردند که نتیجهی مطلوب از آنها به دست نیامد. اینجا هم همان کارنامه را داشتیم: زمین قفل شده و باید فکر جدیدی میکردیم. از سوی دیگر، با توجه به اینکه همت خیلی از زحمات بچههای تیمهای شناسایی واحد اطلاعـات_عملیـات لشکر 27 در والفجـر1 راضی بود، با ردههای بالای سپاه هماهنگ کرد، تا آنها را برای زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) و رفع خسـتگی، چند روزی از دوکوهه به مشهد بفرستیم». سعید قاسمی؛ مسؤول وقت واحد اطلاعات_ عملیات لشکر 27 از وقایع سفر پر ماجرای رزمندگان این واحد به مشهدالرضا (ع) میگوید: «… در جریان آخرین مراحل شناسایی فکه شمالی؛ قبل از عملیات والفجر1 بهشدت از ناحیه گلو و گردن مجروح شدم که برای مداوا، مرا به بیمارستان نمازی شیراز بردند. در آخرین روزهای فروردین سال 62 بود که از بیمارستان مرخص شدم و به تهران آمدم. بچههای واحد، خبـر دادند قرار شده به دستور حاج همت برای زیارت آقا امام رضا (ع) به مشهد اعزام بشویم. همراه حسینالله کرم، مجید زادبود، محمد جوانبخت، حجت معارفوند و تعداد دیگری از بچهها، عازم آن سفر زیارتی شدیم. کل سفرمان دو روز بیشتر طول نکشید. روز اول اردیبهشت رفتیم و غروب دوم اردیبهشت برگشتیم.
- کتاب «کوهستان آتش»؛ به قلم گلعلی بابایی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.