خاکستر ققنوس

180,000 تومان

زندگی‌نامۀ شهید محمد مرادی، از فرماندهان اطلاعات_عملیات لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)

«خاکستر و ققنوس»؛ به قلمی تأثیرگذار و روایتی جذاب، به زندگی شهید محمد مرادی، یکی از برترین فرماندهان اطلاعات-عملیات لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)، می‌پردازد. نویسنده «خاکستر و ققنوس» با اتکا به روایت‌های همرزمان، خانواده، و اسناد موجود، چهره‌ای شفاف از این فرمانده گمنام اما قهرمان ترسیم کرده است که در حساس‌ترین بزنگاه‌های جنگ، با شجاعتی بی‌مثال، دست به تصمیم‌گیری‌های اساسی می‌زد. کتاب، زوایای مختلف تلاش‌های شهید مرادی و چگونگی مشارکت او در عملیات‌های حساس جنگ، از جمله شناسایی‌های پیچیده و پرمخاطره، را بررسی کرده است. او در عملیات‌های مختلف برای تعیین مواضع دشمن، در تاریکی شب و سکوت مطلق، پیش‌قدم بود و با هوشمندی خود، اطلاعاتی حیاتی برای موفقیت رزمندگان اسلام فراهم می‌کرد. نویسنده در فصل‌هایی از کتاب، به ویژگی‌های شخصیتی شهید مرادی پرداخته است. یکی از نقاط قوت کتاب «خاکستر و ققنوس»، پرداختن به لحظات تصمیم‌گیری این شهید بزرگوار در حساس‌ترین موقعیت‌هاست. او که روزی در تیم حفاظت رئیس‌جمهور وقت (آیت‌الله خامنه‌ای) به عنوان نیروی سپاه حضور داشت، زمانی که احساس کرد ممکن است حضور در چنین جایگاهی بر اخلاصش اثر بگذارد، تصمیمی دشوار گرفت: بازگشت به گمنامی و حضور در واحد اطلاعات-عملیات. انتخابی که مسیر زندگی او را تغییر داد و به نقطه اوج باورها و آرمان‌هایش تبدیل شد. یکی از نقاط کلیدی این کتاب، بخش مربوط به ماجرای پیش از عملیات «بمو» است. در این بخش، نویسنده به بررسی تحلیلی از یک تصمیم استراتژیک شهید مرادی می‌پردازد؛ جایی که او با شناسایی ارتفاعات بمو در کردستان، به این نتیجه رسید که هرگونه عملیات نظامی در این منطقه، با وجود دشواری‌های فراوان و برنامه‌ریزی ضعیف فرماندهان، می‌تواند فاجعه‌بار باشد. شجاعت او در ایستادگی بر موضع خود و مخالفت با تصمیم اشتباه فرماندهان، یکی از فصل‌های پررنگ شجاعت و صداقت شهید مرادی است. شهادت محمد مرادی اما، پایانی تلخ و متفاوت داشت. پیکر او در همان لحظات شهادتش بر بلندای کوه‌های کانی‌مانگا در آغوش خاک ماند و بازگردانده نشد. ده سال تمام، خانواده شهید در انتظار بازگشت خبری از عزیزشان جان به لب شدند. نه مدارکی دال بر شهادت دریافت کردند، نه نشانی از زنده‌بودنش داشتند. کتاب «خاکستر و ققنوس» بخشی از زخم‌های انتظار و صبر خانواده شهید مرادی را از این دوران روایت می‌کند و سپس به لحظه‌ای می‌رسد که پس از تفحص‌های گسترده، پیکر او به همراه دیگر شهدای گمنام به وطن بازگردانده شد. نویسنده با زبانی احساسی اما واقع‌گرا، حال و هوای این چشم‌انتظاری و صبر غریب را به گونه‌ای توصیف کرده است

توضیحات

در برشی از کتاب «خاکستر و ققنوس» می‌خوانیم:

منصور، روزنامه را بادقت ورق می‌زد. اخبار گفته بود تعدادی از شهدای تازه تفحص شده شناسایی شده‌اند. توی این چند سالی که مسئله‌ی تفحص شهدا به راه افتاده بود، دائم گوش به زنگ بودند ببینند از محمد خبری می‌شود یا نه. همین‌طور که روزنامه را ورق می‌زد، روی یک ستون، خشکش زد. باور نمی‌کرد اسم برادرش را می‌بیند. «محمد مرادی گرکانی. شماره‌ی پلاک…» نمی‌دانست خوشحال باشد یا ناراحت، گریه کند یا بخندد. بعد از آن همه سال انتظار، آن همه اما و اگر، آن همه شاید و باید، حالا اسم محمد جلوی رویش بود؛ در ستون شهدای تفحص شده. محمد برگشته بود. خودش قول داده بود که برمی‌گردد و منصور را به دیدن امام می‌برد. به مهدی هم قول داده بود، می‌بردش پیش خودش توی کار فرهنگی. ناصر هم قرار بود سربازیاش را پیش محمد بگذراند. محمد به قولش وفا کرد و برگشت، اما ده سال دیرتر. حالا دیگر نه امام بود که منصور را برای دیدنش ببرد، نه جنگ بود که ناصر بخواهد برود منطقه. خیلی چیزها عوض شده بود. حتی محمد همان محمد سابق نبود. آن محمد تر و تمیزبا قد بلند و لباس‌های اتو کشیده، باموهای شانه خورده و براق. حالا از محمد فقط چند تکه استخوان آورده بودند. آن همه آرزویی که فاطمه برایش داشت، همه در خاک شده بود. حالا از محمد، فقط یک شماره مانده بود؛ یک پلاک. باید مطمئن می‌شد که این شماره، همان شماره‌ی پلاک محمد است. نمی‌شد دوباره با خبری نامطمئن، جو خانه را به هم بریزد. دوان دوان رفت پیش ناصر و خبر روزنامه را به اوداد. با ناصر قرار گذاشتند که هر کدام جدا جدا به خانه‌ی پدر بروند و به لطایف‌الحیلی پلاک محمد را بگیرند. ابوالفضل به لوازم محمد خیلی حساس بود و آن‌هارا به راحتی دست کسی نمی‌داد. به خانه که رسیدند، بعد از احوال‌پرسی، ناصر گفت «بابا! می‌شه پلاک محمد رو بیاری؟» برای چی می‌خوای؟

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خاکستر ققنوس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *