گوهر شب چراغ
200,000 تومان
(سرگذشتنامهی سردار شهید مصطفی مرتجی؛ فرمانده واحد بهداری لشکر 27 محمد رسولالله(ص))
«گوهر شبچراغ»؛ اثری است که با زبانی روان و مستند، زندگی یکی از اسطورههای خدمت و رشادت در دوران دفاع مقدس، سردار شهید مصطفی مرتجی را بازگو میکند. نویسنده در این کتاب از زوایای مختلف به مرور زندگی، خدمات، و نقش ماندگار این شهید والامقام پرداخته و تلاش دارد تا تصویری دقیق و صمیمی از زندگی او ترسیم کند. این کتاب در قالب یک روایت جذاب و متناوب، به دوران مختلف زندگی شهید پرداخته است؛ از کودکی در محلهی «درکوش» اصفهان تا حضور فعال او در بیمارستانهای خط مقدم جبهه، و حتی میدانهای نبرد. نویسنده با طرح داستانهایی واقعی و اسنادی دستاول، زندگی او را نه با شعارزدگی و بزرگنمایی، بلکه با حقیقتی ملموس و بیپرده روایت میکند. «گوهر شبچراغ» اثری ۲۲ فصلی است که همراه با تصاویری ناب و اسنادی ارزشمند، ابعاد مختلف زندگی شهید را از کودکی تا لحظهی شهادت بررسی میکند.
در برشی از کتاب «گوهر شبچراغ» میخوانیم:
چیزی از جنگ نگذشته بود. یک روز آقا مصطفی ایستاده بود کنار درخت، توی محوطهی درمانگاه. یکی دو نفر هم روبه رویش ایستاده بودند. رفتم کنارشان و احوالپرسی کردم. یکیشان که عینکی با شیشه های بزرگ به چشم داشت، میگفت «یکی از برادرا رو بردن بیمارستان ارمنیها، کلی شاکی شده، سر و صدا راه انداخته و اوضاع رو به هم ریخته.» آقا مصطفی گفت «خب چرا؟ بهش نمیرسیدن؟»
نه بابا! از وضع حجابشون ناراحت بوده.
مرد دیگری که در جمعشان ایستاده بود، دستی به تهریشش کشید و گفت «خب بابا اونا مسیحی هستن دیگه!» مرد عینکی لبخندی زد و گفت «دو تا از خواهرای پرستار میخواستن ببرنش حمام اونم شاکی شده و ظرف غذاش رو پرت کرده روی در و دیوار.» آقا مصطفی گفت «مشکل اینه که ما از خودمون بیمارستان نداریم. کاش یکی از بیمارستانهای مجهز رو اختصاص بدن به سپاه تازه، غیر از این ما باید تو همه ی مناطق جنگی به پست امداد نزدیک خط مقدم داشته باشیم. بعضی جاها، مجروح تا برسه بیمارستان، شهید میشه. خیلی از بچه ها به خاطر یه تیر، شهید میشن. میشه جلوی این تلفات رو گرفت.»
_بچه های امدادگر هستن. هر گروهان برای خودش یکی دو نفر امدادگر داره.
_آخه یه امدادگر چیکار میتونه کنه. باید توی جبهه یه جایی داشته باشیم تا بعضیها که حالشون وخیمه و احتیاج به عمل دارن، همونجا جراحی کنیم. یه جایی که بشه حداقل ۲۴ ساعت مجروح رو اونجا نگه داشت و درمانهای اولیه رو براشون انجام داد. مثلاً نزدیک نقطهی رهایی، یا نزدیک آخرین خط خودی. خلاصه یه جایی که مجروح به خاطر یکی دو ساعت توی راه موندن، شهید نشه. انتقالشون هم هیچ حساب کتابی نداره. مجروح باید با نوع جراحتش انتقال داده بشه نه این که نداره مجروح توی هر بیمارستانی بفرستنش.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.