مرهم زخم

150,000 تومان

زندگی‌نامۀ سردار شهید محمدحسین مردی ممقانی؛ فرمانده‌ی واحد بهداری لشکر 27 محمدرسول‌الله (ص)
«مرهم زخم»؛ با محوریت زندگی‌نامه‌ی سردار شهید محمدحسین مردی ممقانی، فرمانده‌ی واحد بهداری لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص)، کوششی است برای ترسیم زوایای مختلف زندگی این شهید والامقام. اثری که از نخستین روزهای کودکی او آغاز می‌شود و با بیانی گویا، روایتی دلنشین و مستند از وقایع زندگی این شهید را تا لحظه شهادتش به تصویر می‌کشد. نویسنده با قلمی ساده و صمیمی، مخاطب را به دنیای زندگی پرفراز و نشیب این سردار شهید می‌برد و با لحنی روان، تمام جزئیات زندگی و مسئولیت‌های خطیر او را در واحد بهداری لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بیان می‌کند. مرهم زخم؛ نه تنها یک زندگی‌نامه، بلکه سندی از مجاهدت‌هایی است که توسط سردار شهید مردی ممقانی آغاز شد و به تأسیس و فرماندهی واحد بهداری این لشکر انجامید. «مرهم زخم»؛ روایت زندگی مردی است که خود مرهم زخم همرزمانش شد، سرداری که عرصه‌ی جنگ و جهاد را با انسانیت و ایثار درهم آمیخت. این کتاب با نثری روان، مخاطبان را به صفحه صفحه‌ی زندگی این فرمانده از لحظه‌ی تولد تا شهادتش می‌کشاند و جزئیات زندگی او را با دقت و عشق روایت می‌کند.
سردار شهید محمدحسین مردی ممقانی متولد یکم اردیبهشت 1388، در آذرشهر است. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. پاسدار بود. از سوی سپاه پاسداران در جبهه حضور یافت. سیزدهم تیر 1365، در مهران بر اثر اصابت گلوله توسط نیروهای عراقی شهید شد.

توضیحات

در برشی از کتاب «مرهم زخم» می‌خوانیم:

با وجود مسئولیت سنگین محمدحسین در بهداری، او می‌توانست در خط مقدم کمتر حضور داشته باشد و این‌قدر خودش را به آب و آتش نزند. با این حال، می‌خواست که در امداد خط مقدم حضور داشته باشد. می‌رفت و از نزدیک مشکلات را بررسی می‌کرد. به کارها نظارت مستقیم داشت. دو روز بعد از آغاز عملیات فتح‌المبین، نیروها پیشروی خوبی داشتند. به خاطر عمق میدان نبرد، لازم بود تا پست امداد بهداری، پابه‌پای بچه‌های خط‌شکن جلو برود. محمدحسین همراه با فاضل شکری که از دانشجویان سال آخر رشته‌ی پیراپزشکی بود و برای این عملیات به تیپ 27 مأمور شده بود، سوار بر یک دستگاه موتور برای شناسایی محل جدید پست امداد، راه افتادند. مقداری از راه را که رفتند، به یک ستون زرهی رسیدند. از دور فکر کردند که شاید تانک‌های خودی باشند؛ اما کمی که جلوتر رفتند، متوجه شدند که تانک‌های دشمن‌اند. فاصله‌یشان با تانک‌های عراقی به پنجاه متر رسیده بود. سریع دور زدند و خواستند به سمت خط خودی برگردند که شلیک گلوله‌های تانک‌ها شروع شد. گلوله‌ها کنار موتور به زمین می خورند و موج انفجار، آن‌ها را به این سو و آن سو می‌برد. دوبار هم زمین خوردند؛ اما خواست خدا بود که آنجا مجروح و شهید نشوند و به اسارت عراقی‌ها درنیایند. این نه اولین بار و نه آخرین باری بود که محمدحسین به طور مستیم باعراقی‌ها روبه‌رو می‌شد. در چهار پنج سالی که محمدحسین مسئول بهداری لشکر 27 بود، دستکم جان دو هزار مجروح را نجات داد. این را نصرالله فتحیان بعد از شهادت محمدحسین گفت که در آن زمان شده بود مسئول بهداری نیروی زمینی سپاه. محمدحسین برای انتخاب محل احداث پست امداد خیلی دقت می‌کرد. با زمین و خصوصیات جغرافیایی مناطق مختلف آشنا بود. جهت وزش باد در منطقه را تشخیص می‌داد. مسیر آتش دشمن را ارزیابی می‌کرد تا در امداد حداقل تلفات را داشته باشند.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مرهم زخم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *