لبخند ابدی
600,000 تومان
کتاب «لبخند ابدی» به زندگی و شهادت شماری از شهدای سازمان بسیج میپردازد؛ از جمله شهیدان میثم رضوانیپور، علی طهماسبی، مجید آقابراهیم، ابوالفضل باروتچی، میلاد نماینده، احسان ذاکری، عباس صیامی، مهدی قلیزاده، محسن شاهنظری و حمیدرضا سلطانی. این کتاب روایت مردانی است که لباس خدمت و غیرت بر تن داشتند و حضورشان در میدان، از احساس مسئولیت نسبت به مردم و سرزمینشان برمیخاست. عنوان «لبخند ابدی» یادآور چهرههایی که حتی در میان آتش و دود، امید را از اطرافیان دریغ نمیکردند. در خاطرات نزدیکان، آخرین تصویر برخی از آنان با لبخندی گره خورده است؛ لبخندی از اطمینان قلبی، آرامش و استواری در لحظات دشوار. در کتاب «لبخند ابدی» نویسندگان به سراغ نزدیکترین راویان زندگی شهدا رفتهاند: پدر و مادرها، همسران، دوستان و همکارانی که از خلقوخو، رفاقتها، آرزوها، مسئولیتپذیری و حضور مؤثر آنان در میدان خدمت گفتهاند. در یکی از این خردهروایتها، زندگی شهید میلاد نماینده بازتاب یافته است؛ جوانی که تنها سه روز از مراسم بلهبرونش گذشته بود و در آستانه آغاز زندگی مشترک قرار داشت. روایت او، تقابل عاطفی اما معنادار شیرینی یک زندگی تازه با انتخابی را نشان میدهد که امنیت مردم را بر آسایش و آینده شخصی مقدم میدارد.
در بخشی از کتاب «لبخند ابدی» میخوانیم:
قصد داشت خانوادهای بنا کند که تکیهگاه ایمان و ادامه مسیر خدمتش باشد. انتخاب همسر را امری الهی میدانست و تصمیم گرفت این مسیر را با مشورت خانواده و در چارچوب معیارهای اعتقادی طی کند. معیارهایی روشن و غیرقابل معامله داشت: ایمان، ولایت مداری، ساده زیستی، روحیه جهادی و همراهی در کار برای مردم. میگفت: «همسرم باید شریک مسیر باشد، نه فقط شریک زندگی.» پس از معرفیها و جلسات متعدد، با دختری مؤمن و متین آشنا شد؛ فاطمه حافظی، متولد سال 1378. آشنایی در چند دیدار خانوادگی و گفت وگوهای صادقانه شکل گرفت. هر دو خانواده پس از تحقیق، مشورت و اطمینان از تناسب اخلاقی و فکری، به نتیجه رسیدند و مراسم بله برون و محرمیت در فضایی ساده و صمیمی برگزار شد. اما تقدیر الهی، سرنوشتی دیگر نوشت؛ این دوران شیرین نامزدی، تنها سه روز دوام یافت. نامزدش، فاطمه حافظی، روایت میکند: «تقید، اخلاق، ولایت مداری و خانواده دوستی برایم خیلی مهم بود. از همان برخورد اول، نجابتش دلم را برد. با هر گفت وگو مطمئنتر میشدم که او همان کسی است که همیشه منتظرش بودم. اولین تماس مادر میلاد برای خواستگاری، ۲۴ فروردین بود. نخستین دیدارمان کنار شهدای گمنام میدان امام حسین (ع) بود، دومین جلسه در منزل ما، و سومین دیدار در حرم حضرت عبدالعظیم (ع). مشاور خانواده گفت اتفاقا لباستان هم ست شده؛ روسری من کرم بود و پیراهن میلاد هم همان رنگ. لبخند زد و گفت: این خودش نشانه اولین تفاهم است.» قرار بود پس از توافق و مشورتها، مراسم بله برون برگزار شود، اما هم زمان با حمله رژیم صهیونیستی به ایران در خردادماه 1404، شرایط کشور متشنج شد. میلاد درگیر مأموریتها و آماده باشهای سازمانی بود. با وجود این، خانوادهها تصمیم گرفتند پیش از اعزام احتمالی میلاد، بله برون را انجام دهند. عصر پنج شنبه 29 خرداد، مراسم در منزل خانواده عروس برگزار شد.
| نام کتاب: |
لبخند ابدی |
|---|---|
| نام نویسنده: |
جمعی از نویسندگان |
| موضوع: |
خاطرات/ جنگ دوازده روزه |
| سال انتشار: |
1404 |
| شابک: |
9786224817778 |
| قطع: |
رقعی |
| تعداد صفحات: |
188 |
| نوبت چاپ جاری: |
اول/ تابستان 1405 |
| ناشر: |
انتشارات 27 بعثت و انتشارات فاتحان |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.