تنهاترین دختر جهان
170,000 تومان
کتاب «تنهاترین دخترجهان» قهرمان داستان دختری است که همراه مادربزرگش در یکی از روستاهای فلسطین زندگی میکند. زندگی او در شرایطی سخت و پر از ترس گذشته است در کودکی بخاطر بمباران شهر و ازدست دادن پدر ومادرش قدرت تکلمش را از دست داده؛او تصمیم میگیرد در برابر اشغال و ظلم تسلیم نشود. اما چیزی که داستان را متفاوت و رازآلود میکند، حضور یک موجود ماورایی است؛ موجودی که فقط دختر میتواند آن را ببیند و در مسیر مبارزه به او کمک میکند. همین موضوع، داستان را از یک روایت ساده درباره مقاومت فراتر میبرد و فضایی خیالانگیز و پررمزوراز به آن میدهد. کتاب به ما نشان میدهد که مقاومت همیشه از داشتن امکانات زیاد شروع نمیشود؛ گاهی از یک تصمیم کوچک آغاز میشود: تصمیم به تسلیم نشدن. و گاهی مقاومت یعنی حفظ امید، حفظ هویت و ایستادن بر سر باورهایی که برای انسان ارزشمندند. «تنهاترین دختر جهان» داستان شجاعت، دوستی، امید و مقاومت است؛ داستان دختری که با وجود تنهایی، خودش را ناتوان نمیبیند و تلاش میکند برای خانه و سرزمینش کاری انجام دهد.
در بخشی از کتاب «تنهاترین دختر جهان» میخوانیم:
روبه روی آینه میایستم و زل میزنم توی چشمهایم. دستهایم را روی آینه میگذارم و فشار میدهم و توی دلم میگویم: ای آینۀ جادویی، مرا به دنیای درون خودت ببر. چشمهایم را میبندم و منتظر میمانم آینه مرا بکشد تو، اما هرچقدر آینه را هل میدهم، فایدهای ندارد. یک نفر دارد به شیشۀ اتاق میکوبد. بیرون تاریک است. صدای خروپف مادربزرگم توی خانه پیچیده است؛ برمیگردم. ترس همۀ وجودم را گرفته است. آهسته آهسـته با پاهایی که از ترس دارد میلرزد، به طرف پنجره قدم برمیدارم. با خودم میگویم: نترس. اصلا چرا باید بترسی؟ همیشه که از توی تاریکی غول و دیوها بیرون نمیآیند! اینجا که شبیه شهر خودمان نیست! اینجا هنوز آرامش دارد، امنیت دارد. شاید پشت این پنجره یک فرشته یا پری در انتظارت باشد. آرام آرام به طرف پنجره میروم. دوباره صدا تکرار میشود. دیگر نمیتوانم از این جلوتر بروم؛ هرچقدر هم به پریها و فرشتهها فکر کنم، فایده ندارد. تیک تاک ساعت و خروپف مادربزرگ را نمیشنوم؛ فقط صدای قلبم را میشنوم که انگار زیر گلو و توی گوشهایم میتپد. از ترس همۀ بدنم میلرزد. صدا دوباره تکرار میشود؛ بلندتر از دفعههای قبل. انگار که میخواهد شیشه را بشکند. بدون اینکه خودم بخواهم، جیغ میزنم، جیغ خیلی بلند، و به طرف رختخواب مادربزرگ میدوم. پایم گیر میکند به چیزی که نمیدانم چیست و محکم زمین میخورم. پرت میشوم روی شکم مادربزرگ. مادربزرگ از جا میپرد و فریاد میزند. گیج شده است. دودستی توی سرش میکوبد و میگوید: «یاالله، یاالله… چی شده؟ بمبارون شده؟ یهدا، ننه، کجایی؟ بیا پیشم.»
| نام کتاب: |
تنهاترین دختر جهان |
|---|---|
| نام نویسنده: |
مریم کوثریهنرمند |
| موضوع: |
رمان نوجوان |
| سال انتشار: |
1405 |
| شابک: |
9786224817624 |
| قطع: |
پالتویی |
| تعداد صفحات: |
104 |
| نوبت چاپ جاری: |
اول/ تابستان 1405 |
| ناشر: |
انتشارات 27 بعثت |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.