یک روز خوب

60,000 تومان

کتاب یک روز خوب؛ یک داستان مربوط به آخرین خاطرۀ شهید عباس ورامینی با خانوداه‌اش در شهرک ابوذر است. این خاطره از زبان میثم، پسر شهید عباس ورامینی، بیان شده است. در این داستان میثم از یک روز خوب تعریف می‌کند که در آن روز لحظات خوشی را در کنار پدر گذرانده است.

دسته:
توضیحات

رشی از کتاب «یک روز خوب» می‌خوانیم:

میثم خیلی به ماشین سواری علاقه داشت. به‌خاطر همین پدرش برای او یک ماشین اسباب بازی خریده بود. یک روز در خانه، ماشین بازی می‌کرد و مادر مشغول غذا پختن بود که یک‌دفعه صدای زنگ خانه بلند شد. مادر گفت: «پسرم برو در رو باز کن.» وقتی میثم در را باز کرد، پدر را دید که با لب خندان به او نگاه می‌کرد. او بسیار خوشحال شد چون چند وقتی بود که پدرش را ندیده بود.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “یک روز خوب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *