پهلوان گود گرمدشت
250,000 تومان
سرگذشتنامۀ اسطورۀ مقاومت در نبرد الیبیتالمقدس، شهید حسین قجهای
«پهلوان گود گرمدشت»؛ با موضوعی مستند و دلنشین به روایت زندگینامه شهید حسین قجهای پرداخته است؛ فرمانده شجاع و بینظیری که در دوران دفاع مقدس به یکی از چهرههای برجسته مقاومت تبدیل شد. کتاب «پهلوان گود گرمدشت» نگاهی دقیق و مستند به زندگی این فرمانده شهید دارد و در همین راستا از مصاحبههای متعدد با همرزمان او، خاطرات شنیدنی و اسناد معتبر استفاده شده است. این اثر نه تنها به ابعاد شخصیتی و فرماندهی قجهای پرداخته، بلکه جزئیات کاملی از یکی از حساسترین عملیاتهای دفاع مقدس، یعنی عملیات بیتالمقدس، را نیز ارائه میدهد. از نکات برجسته این کتاب، شرح تلاشهای او برای حفظ خطوط دفاعی ایران در یکی از مقاطع حساس جنگ ایران و عراق است. قجهای که فرماندهی گردان سلمان لشکر ۲۷ را برعهده داشت، در جریان دفاع از یکی از مواضع و خاکریزهای حساس ایران، در محاصره نیروهای متجاوز بعثی قرار گرفت و پس از نبردی جانانه و شهادت بسیاری از نیروهایش، او نیز به شهادت رسید.
شهید حسین قجهای از فرماندهان شجاع گردان سلمان از لشکر 27 محمد رسولالله (ص) بود. او به دلیل شجاعت، اخلاقمداری، و مدیریت استثناییاش، در میان همرزمان بهعنوان نمادی از ایثار و پهلوانی شناخته میشد. این شهید بزرگوار در نبردهای سخت و خطشکن، حضوری پررنگ داشت و در نهایت در جریان عملیات بیتالمقدس، در راه دفاع از میهن به شهادت رسید.
در برشی از کتاب «پهلوان گود گرمدشت» میخوانیم:
خورشید روز شنبه یازدهم اردیبهشت 1361 کم کم به وسط آسمان نزدیک میشد و عقربه های ساعت، یازده صبح را نشان میداد که به دلیل گرما و فشار زیاد دشمن به نیروهای گردان سلمان فارسی، از سوی فرماندهی این گردان درخواست آب یخ و مهمات شد. همت در تلاش برای تأمین این درخواست، هماهنگی های لازم را با واحد پشتیبانی تیپ و قرارگاه انجام داد. اما آتش بی امان دشمن اجازه تردد بر روی جاده را نمیداد معالوصف با ایستادگی و مقاومت نیروهای ایرانی پنجمین پاتک دشمن هم دفع شد. از سوی دیگر در ساعات اولیۀ بامداد روز یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1361 با الحاق بین تیپ 7 ولی عصر (عج) و تیپ 27 محمد رسولالله (ص) آرامش نسبی در منطقه حاکم میشود. طوری که آرام آرام همه چیز برای شروع مرحلۀ عملیات مهیا میشد؛ اما شروع پاتک سنگین دشمن در روز دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1361 همۀ محاسبات را زیر و رو کرد و مجدداً تعدادی از گردانها جهت دفع پاتک دشمن، در مواضع قبلی استقرار پیدا کردند. نیروهای گردان سلمان فارسی در حلقۀ محاصرۀ دشمن به سختی مقاومت میکردند و حسین قجهای با معدود نیروهای باقیماندۀ گردان، جلوی پیشروی دشمن را گرفته بود. او میدانست گذشتن نیروهای عراقی از خط آنها یعنی چه! بهتر است ماجرای آن پاتک سنگین را علی بوربور؛ جانشین گروهان یکم گردان سلمان فارسی بازگو کند: …دشمن از طریق شمال خرمشهر تانکهای مدرن تی.72 خودش را به میدان آورد؛ تانکهایی که به دلیل زره بندی زاویه دار بدنه، گلولۀ آر.پی.جی به سختی قادر به انهدام آنها بود. این تانکها، جمعی تیپ مستقل ۱۰ زرهی ارتش عراق بودند. با این حساب معلوم بود که عراقیها قدرترین یگانهای خودشان را برای پس زدن گردان سلمان از غرب جاده به میدان آوردهاند. ما به روش مقابله با این نوع از تانکها آشنایی نداشتیم. هرچه گلوله به طرف آنها شلیک میکردیم.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.