زمین های مسلح
1,000,000 تومان
کارنامۀ عملیاتی تیپ 27 محمد رسولالله (ص) در نبردهای والفجر مقدماتی و والفجر_ 1
«زمینهای مسلح»؛ کارنامۀ عملیاتی لشکر 27 در آذر سال 1361 تا فروردین سال 1362 را روایت میکند. نویسنده در مقدمه کتاب آورده است: نبردهایــی بــه غایــت دشــوار کــه بــه رغــم گذشــت ســی و نــه ســال از فرجامشان، همچنــان ناگفتههای فراوانی پیرامون آنها وجــود دارد. بــا ایــن حــال طــی بیــش از دو ســال تحقیــق و پژوهــش در بــاب ایــن دو عملیـات خونبار و سـپس نـگارش اثـر حاضـر، مؤلـف هـر آن چـه از اسـناد، مـدارک و روایتهای آرشـیوی و همچنیــن مصاحبههای تکمیلــی را کــه در اختیــار داشــته، بــدون کــم و کاســت در کتاب آوردهاست. در نگاه نخست و یک ارزیابی شــتابزده، شــاید چنیــن بــه نظــر بیایــد؛ کتــاب حاضــر حــاوی مطالب و روایتهایــی بــس تلــخ و نا گــوار باشــد، لیکــن بــه بــاور مؤلــف؛ خروجی کتــاب زمینهای مسلح به رغم توصیـف چنیـن رویدادهـای شـگرفی، حـاوی پیامهایـی سرشـار از ایمـان، امیـد و نبـرد شـجاعانه است. علیایحال، اکنــون در فرجــام بــه ثمــر رســیدن مرحلهی نگارش ایــن اثر، لازم میدانــم ســپاس بیحد خــودم را از ســعی مشــکور عزیزانــی کــه نقشــی هرچنــد کــم یــا زیاد در آفرینش آن داشتهاند، ابــراز نمایــم. پیـش از ورود بـه ایـن مرحلـۀ دشـوار، از باب ادب، سـر تعظیم فـرود مـیآورم بـه پیشگاه رهبـر عزیـز و فرزانهی انقلاب کـه اگر نبود تأییدات و تشـویقهای ایشـان؛ مبنـی بـر ضـرورت اسـتمرار ایـن جهـاد مقدس برای تبییـن وقایـع جنـگ، هرگـز چنیـن توفیقاتـی حاصل نمیشد.
در برشی از کتاب «زمین های مسلح» میخوانیم:
از بعدازظهـر روز چهارشـنبه بیسـتم بهمـن ۱۳۶۱ تمامـی تلاشها بـر ایـن محـور متمرکـز شـد کـه گردانهای خطشکن مرحلهی دوم نبـرد والفجـر ، بـه نوبـت بـرای انجـام عملیـات، از نقطـه رهایـی بـه سـمت اهـداف تعییـن شـده رهـا شـوند. معالوصـف؛ از آنجـا کـه شـمار ی از نیروهـای عمـل کننـده طـی مرحلـهی اول ایـن عملیـات، همچنـان در محاصـرهی دشـمن قـرار داشـتند و بـه دفـاع مظلومانـهی خـود ادامـه میدادنـد، بهتـر دیدیــم پیــش از پرداختــن بــه رو یدادهــای مرحلــهی دوم عملیــات، درنگــی بــر اوضــاع خونبــار و نا گــوار آن دلیـران گرفتـار در حصـار دشـمن داشتهباشـیم. از جملـه شـاخصترین چهرههایـی کـه در شـب اول نبـرد بـه سـختی مجـروح شـد و در منطقـه جامانـد، جعفـر ربیعـی؛ جانشـین واحـد تخریـب سـپاه 11 قـدر بـود. و ی در بازروایـی خاطـرات خـود از آن روزهـا و شـبهای پرمخاطره اینگونه یاد کرده است: «… دو روز و دو شــب پــر از درد، رنــج، تنهایــی و اضطــراب را گذرانــده بــودم و حــالا شــب ســوم بــا تمــام ســختی و سرمای سوزناک بیابان در پیشرو بــود. ســیاهی شــب بــر همهجا مســتولی شــده بـود. نیمههای شـب بـود کـه صـدای گفتگوی دو نفـر، سـکوت منطقـه و آرامـش مـرا بـر هـم زد. تـا بـه خــودم آمــدم، متوجه شدم دو نفــر بــه فاصلهی یــک قدمــی مــن و پشــت همــان بوتــه، بــر روی زمیــن نشستهاند و دارنـد بیـن خودشـان جملاتی را رد و بدل میکنند. نفـس در سـینهام حبـس شـده بـود. تــرس بــر تمــام ارکان وجــودم مســتولی شــد. چــه بایــد میکردم؟ در آن لحظــات، بیشــتر بــه یــک مرده شـبیه بـودم تـا یـک مجـروح. آنها بـه زبـان عربـی صحبـت میکردنـد متوجه شدم عراقی هستند. نفسـم درنمیآمـد. بـرای یـک لحظـه ایـن فکـر بـه ذهنـم خطـور کـرد کـه از آنهـا کمـک بخواهـم. ولـی ایـن تصـور مثـل بـرق از سـرم بیـرون رفـت. با وحشیگریهایی کـه از ارتـش بعـث، در زمـان اشـغال شـهرهای کشـورمان دیـده بـودم، مگـر میتوانسـتم بـه کمـک آن دو سـرباز دشـمن امیـدوار باشـم؟!
- کتاب زمین های مسلح؛ به قلم گلعلی بابایی
| وزن | 1449 کیلوگرم |
|---|---|
| نام کتاب: |
زمین های مسلح |
| نام نویسنده: |
گلعلی بابایی |
| موضوع: |
کارنامۀ عملیاتی |
| سال انتشار: |
1401 |
| شابک: |
۹۷8-۶۲۲-۶۶8۱-58-۲ |
| قطع: |
وزیری |
| تعداد صفحات: |
912 |
| نوبت چاپ جاری: |
چاپ سوم/ پاییز 1403 |
| ناشر: |
انتشارات 27 بعثت |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.