شاعر دشت و هور

230,000 تومان

روایت‌هایی از زندگی شهید اصغر انصاری؛ معاون اطلاعات لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص)

«شاعر دشت و هور»؛ یک روایت جامع و شگفت‌انگیز از زندگی شهید اصغر انصاری را ارائه می‌دهد، که با تلاشی خستگی‌ناپذیر در عرصه‌های دفاع مقدس به‌خصوص در حوزه اطلاعات و عملیات لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) نقش‌آفرینی کرده است. این کتاب به دقت و با وفاداری به روایت‌های واقعی بستگان و همرزمان شهید، تلاش کرده است تا تصویری واقعی و نزدیک به زندگی این شخصیت بزرگوار را به تصویر بکشد. شهید اصغر انصاری، فردی با استعدادهای چندجانبه بود. او نه تنها به خاطر نقش برجسته‌اش در طراحی و اجرای عملیات‌های حساس شناخته می‌شود، بلکه به واسطه علاقه و تفکر عمیقش به ادبیات و شعر، به عنوان فرمانده‌ای شاعر و متفکر، تصویری منحصربه‌فرد و الهام‌بخش از خود به جای گذاشته است. کتاب «شاعر دشت و هور» در هر یک از بخش‌هایش با استفاده از مصاحبه‌هایی با افرادی که به شهید نزدیک بوده‌اند، سعی کرده است تا زوایای مختلف شخصیت پرجاذبه او را به تصویر بکشد. این کتاب از همان ابتدا، تأکید خود را بر پایبندی به واقعیت و روایت‌های موثق نشان داده و تلاش کرده تا از هرگونه تخیل و داستان‌پردازی که ممکن است به اصالت تاریخی و واقعی آسیب برساند، پرهیز کند. با وجود اینکه برای فصل مربوط به کودکی شهید، به علت کمبود منابع واقعی، از تخیل استفاده شده است، اما در دیگر فصول تلاش بر آن بوده که تصویر دقیقی از داستان قهرمانی او ترسیم شود. یکی از جنبه‌های برجسته کتاب، توصیف نیروی محرکه‌ای است که شهید انصاری را واداشت تا زندگی عادی خود را ترک کرده و وارد واحد تخریب شود؛ واحدی که نه تنها به دلیل نامش، بلکه به دلیل ماهیت خطرناک و رعب‌آور فعالیت‌هایش، چالش‌برانگیز بود.

دسته:
توضیحات

در برشی از کتاب «شاعر دشت و هور» می‌خوانیم:

سنگرهای دشمن را زیر نظر می‌گرفتند که کدام فعال است و کدام نیست. آیا زرهی فعال است؟ آتش توپخانه‌اش چطور؟ این‌ها را شبانه‌روزی کنترل می‌کردند تا بتوانند گزارش خوب و کاملی برای فرمانده لشکر یا تیپ و قرارگاه تهیه کنند. یک نیروی اطلاعاتی همیشه جانش در خطر بود. پس باید ایمانی قوی می‌داشت. وقتی می‌رفت شناسایی، یعنی وارد خط دشمن شده بود و انواع و اقسام خطرات تهدیدش می‌کرد؛ رفتن روی مین، اسارت یا هر چیز دیگر. کم پیش می‌آمد وقتی نیروی اطلاعاتی اسیر می‌شد، زنده بماند. آنقدر شکنجه‌اش می‌کردند تا حرف بزند و ازش مطلب دربیاورند. بچه‌ها معمولا مقاومت می‌کردند و شهید می‌شدند. یکی دیگر از خصوصیات لازم برای بچه‌های اطلاعات، شجاعت بود. اگر می‌ترسید و زوری آمده بود اطلاعات، نمی‌توانست کار کند. باید خودش داوطلبانه این مسئولیت را انتخاب می‌کرد. باید شجاعتی حساب‌شده و هدفمند می‌داشت. باید بلد بود کجا لازم است خطر کند و کجا نه. نه باید ترسو می‌بود و نه بی‌حساب و کتاب جلو می‌رفت. باید نسبت به مأموریتش آگاهی داشت. باید خیلی باهوش و زیرک می‌بود تا اگر نمی‌شد توی خاک دشمن یادداشت‌برداری کرد، بتواند مطالب و اطلاعات را در ذهنش حفظ کند. باید مدیریت بالایی داشت تا اگر برای خودش و تیمش بحرانی پیش آمد، بتواند قاطع و سریع تصمیم بگیرد. باید دست به قلم بود تا بتواند گزارش بنویسد. بعضی‌ها خوب شناسایی می‌کردند، ولی نمی‌توانستند چیزی را که می‌خواهند، بنویسند. نیروی اطلاعاتی آدم ستبر و وزنه‌بردار لازم نداشت، ولی باید استقامت و توان جسمی بالایی می‌داشت. ممکن بود جایی تا چند روز بدون آب و غذا بمانند و نتواند برگردند سمت منطقه‌ی خودی. از خصوصیات دیگر آن‌ها، اخلاق بود. موقع رفتن، همیشه خود مسئول تیم جلو می‌رفت. ولی وقت برگشتن، اول نیروها می‌رفتند و مسئول تیم عقب می‌آمد. بعضی از بچه‌های تخریب که می‌آمدند اطلاعات، خوش‌شان نمی‌آمد و می‌رفتند. ولی معمولا ماندگار می‌شدند. اصغر انصاری هم ماندگار شد.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “شاعر دشت و هور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *