تیترها از تانک ها نمی ترسند
160,000 تومان
رمان نوجوان
کتاب «تیترها از تانکها نمیترسند»، با شخصیت دختری نوجوان به نام سارا روبهرو هستیم؛ دختری پرانرژی، اهل نوشتن و فعال در یک روزنامه نوجوانانه که در کنار دغدغههای معمول زندگی، با چالشهایی چون بیماری مادر، مسئولیتهای خانوادگی و آرزوهای بزرگ خود دست و پنجه نرم میکند. او که عاشق خبرنگاری است، ناگهان با پروندهای مواجه میشود که از دل تاریخ دفاع مقدس بیرون آمده؛ عکسی قدیمی، شخصیتی ناشناس، و رازی سربهمهر که باید کشف شود. این ماجرا سارا را وارد سفری درونی و بیرونی میکند که نهتنها مسیر شغلی او، بلکه نگاهش به زندگی را دگرگون میسازد.
آنچه این اثر را از سایر آثار دفاع مقدس برای نوجوانان متمایز میکند، زاویه دید آن از دل رسانه و مطبوعات است. نویسنده، با بهرهگیری از فضا و لحن روزنامهنگاری نوجوانانه، موفق شده میان دنیای پرهیاهو و دیجیتالی امروز نوجوانان با تاریخ پرحادثه دفاع مقدس ارتباطی زنده، واقعی و ملموس برقرار کند.
در این رمان، مفاهیمی چون مسئولیت اجتماعی، حقیقتجویی رسانهای، اخلاق خبرنگاری، و مواجهه با هویت ملی در کنار روابط خانوادگی، دوستی، طنز نوجوانانه و دغدغههای روزمره نسل امروز به خوبی به تصویر کشیده شده است.
در بخشی از کتاب «تیترها از تانک ها نمیترسند» میخوانیم:
هوا خشک و گرم است. بعضی وقتها نسیمی میآید، اما خنک نیست، کوهی، درختی، چشمهای، جای سرسبزی هم این دوروبرها نیست، به همین دلیل نباید در این منطقه انتظار باد خنک داشت. فقط بیابان یکدست هست و خاک و باد و ناهمواریهای سطح زمین. هر چند دقیقه یک بار، حداقل یک گلولۀ تانک روی زمین میترکد و هر تکهاش به سمتی پرتاب میشود، حالا از کجا میفهمم که گلولۀ تانک است؟ از اینجا که موقع ترکیدن صدای خیلی زیادی دارد و معلوم است که بمب نیست، چون هیچ هواپیمایی در آسمان دیده نمی شود. روش تانک در جنگ ها، اصلا همینطوری است؛ به سمت اهداف خود شلیک میکند، وقتی در نقطهای، دفاع یا واکنشی ببیند، دیگر معطلش نمیکند و آنجا را گلولهباران میکند. عجب! پس جبهه که میگویند اینجاست و جنگ، یعنی این! تشنگیام خیلی بیشتر شده. کوله پشتیام را میگردم، انگار بطری آب، خیلی وقت است که خشکیده و خبری از آب نیست، حتی به اندازۀ یک قلپ. به خاطر بی آبی بدنْ سرگیجه گرفتهام، اما هنوز به مرحلهای نرسیدهام که غش کنم، فشارم بیفتد و این حرفها. چند بار تا حالا این مسئله برایم پیش آمده و دیگر خودم دکتر خودم شدهام. رویم نمیشود از آقای رزمنده بپرسم کمی آب در سنگرش پیدا میشود یا نه. باد کمی شدیدتر که میشود این بوتههای خار هم که من پشتشان مثلا سنگر گرفتهام، سخت میلرزند. اگرچه پرپشت و زیاد هستند و انگار به زمین میخ شدهاند، اما تکان عجیبی میخورند. تنها سودی که دارند پنهان شدن من از دید تانکهاست. صافوپوستکنده بگویم؛ اگر حتی یک گلولۀ تانک از سمت من رد بشود واقعاً کارم تمام است!
- کتاب تیترها از تانک ها نمی ترسند؛ حمید هنرجو
| نام کتاب: |
تیترها از تانکها نمیترسند |
|---|---|
| نام نویسنده: |
حمید هنرجو |
| موضوع: |
رمان نوجوان |
| سال انتشار: |
1404 |
| شابک: |
978-622-4817-32-7 |
| قطع: |
جیبی |
| تعداد صفحات: |
136 |
| نوبت چاپ جاری: |
اول/ بهار 1404 |
| ناشر: |
انتشارات 27 بعثت |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.