اسماعیل لشکر
42,000 تومان
زندگینامه شهید اسماعیل لشکری؛ فرمانده گردان عمار یاسر
«کتاب «اسماعیل لشکر»، اثری ماندگار و روایتی کامل از زندگی و رشادتهای سردار شهید اسماعیل لشگری، فرمانده گردان عمار یاسر از لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)، است. این زندگینامه ۱۵ فصلی، با بهرهگیری از عکسها، نامهها، اسناد تاریخی و خاطرات دستنویس شهید، تصویری روشن از شخصیت اخلاقمدار و فرماندهی دلیر ارائه میدهد. شهید اسماعیل لشگری، متولد ضیاءآباد قزوین، از کودکی با روحیه تلاش و اخلاقمداری رشد کرد و در جوانی به تهران مهاجرت نمود. او که در کنار تحصیل، در ورزش کونگفو نیز به مدارج بالایی دست یافته بود، نشان از جسارت و اراده قویاش داشت. این کتاب، با رویکرد مستند داستانی، دریچهای بیواسطه برای شناخت بهتر این شهید بزرگوار میگشاید.»
در برشی از کتاب «اسماعیل لشکر» میخوانیم:
اسماعیل لشگری به همراه نیروهایش تا چهار صبح هرچه تلاش کردند، راهی برای عبور از کانال پیدا نکردند. دوباره با قرارگاه تماس گرفتند. اینبار حاجهمت داخل قرارگاه نبود. رضا دستواره گوشی بیسیم را برداشت و گفت «به هر شکلی شده باید راه پیدا کنید و از کانال رد بشید. سرنوشت عملیات به حرکت شما وابستهست.» اسماعیل لشگری گفت «عرض کانال زیاده و بچهها هم آمادگی عبور از آب رو ندارن. چطوری از اون بگذریم؟» هوا داشت کمکم روشن میشد. نیروهای کمین الغدیر آمدند و گفتند «ما داریم میریم عقب، چون اگه اینجا بمونیم به خاطر نداشتن عارضهی زمین، به محض روشن شدن هوا، تلفاتمون زیاد میشه.» در آن شرایط حدود چهارصد نفر از نیروهای گردان عمار توی دشت نشسته بودند. اسماعیل لشکری سر دو راهی عجیبی گیر کرده بود. از یکطرف میخواست دستور فرماندهی را اجرا کند، از طرفدیگر میدانست که اگر دیر تصمیم بگیرد، جان چهارصد نفر از نیروها در خطر است. ساعت پنج صبح شده بود که براساس تجربیات و تدابیر خود گفت «ستون رو بکشید عقب.» نیروها را حرکت دادند و آوردند پشت همان خاکریزی که مهندسی رزمی، نصفهنیمه زده بود. فردا صبح، حاجهمت به همراه پیکش آمد محل گردان، پیش اسماعیل. روبوسی و احوالپرسی کردند. اسماعیل، ماجرای شب گذشته را توضیح داد. حاجهمت گفت «آقااسماعیل! با اینکه کار تو صحیح نبود، اما من تو رو بخشیدم؛ دعا کنید که خدا هم ببخشه. امیدوارم ما هم مورد عفو خداوند قرار بگیریم.» صبح روز بعد همت به همراه پیکش با موتور به محل استقرار گردان عمار آمد و لشگری را با خود برد که محل مأموریت جدید گردان عمار را به او نشان دهد. در برگشت از این شناسایی، اسماعیل خطاب به مسئولان گروهانهای گردان عمار گفت لشکر14 امام حسین (ص) در حد عمل خود پیشرویهایی داشته که برای ادامهی آن نیاز به کمک داره. به ما مأموریت داده شد که به کمک اونها بریم.»
- کتاب «اسماعیل لشکر»؛ معصومه حاجی رحیمی
| نام کتاب: |
اسماعیل لشکر |
|---|---|
| موضوع: |
دفاع مقدس/ زندگینامه |
| نام نویسنده: |
معصومه حاجی رحیمی |
| سال انتشار: |
1394 |
| شابک: |
978-600-7472-06-4 |
| قطع: |
رقعی |
| تعداد صفحات: |
140 |
| نوبت چاپ جاری: |
دوم/ 1395 |
| ناشر: |
انتشارات 27 بعثت |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.