نگهبان
30,000 تومان
داستانی پر از چالش و جذاب پسر نوجوانی به نام جلال است که پس از گذراندن سختیهای بسیار، به جبهه میرود و در آنجا نگهبان است. او در جبهه با چالشها و مشکلات متعددی روبرو میشود که این تجربیات باعث میشود او سختتر تلاش کند و مسئولیتپذیری بیشتری را به نمایش بگذارد.
در بخشی از کتاب داستان جذابِ «نگهبان» میخوانیم:
روی سکو لباسها و کلاه آهنی و پوتینهای جلال به چشم میخورد. سعید پرسید: «جلال کو؟» و بعد توی آب را نگاه کرد. چیزی از میان آب گلآلود هور معلوم نبود. سعید در حالی که کلاهش را در میآورد گفت: «توی آب پریده بچه کله شق.» چند رزمنده توی آب پریدند. عمق هور زیاد نبود اما شدت جریان آب و سردی آن کار را مشکل میکرد. سعید چند بار زیر آب رفت و سعی کرد جلال را پیدا کند. زمان به سرعت میگذشت. هربار که کسی روی آب میآمد از بقیه میپرسید: «پیدا نشد؟» و بقیه با دلواپسی جواب می دادند: «نه … باز هم بگردید. زود باشید، خفه نشه.»
چند نفر داشتند آماده میشدند به کمک بقیه بروند که دستی از آن سوتر با یک تفنگ خیس روی آب آمد.
- کتاب نگهبان؛ مازیار حاتمی
| نام کتاب: |
نگهبان |
|---|---|
| نام نویسنده: |
محمدعلی سپهر |
| تصویرگر: |
محمدعلی سپهر |
| موضوع: |
دفاع مقدس/ کودک |
| سال انتشار: |
تابستان 1398 |
| شابک: |
978-600-7472-84-2 |
| قطع: |
خشتی |
| تعداد صفحات: |
12 |
| نوبت چاپ جاری |
اول |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.