عروج از شاخۀ زیتون

350,000 تومان

(روایت‌هایی دربارۀ زندگی احمد متوسلیان (از کودکی تا اسارت))

کتاب «عروج از شاخۀ زیتون»؛ مجموعه روایت‌هایی درباره زندگی شهید احمد متوسلیان، فرمانده برجستۀ دفاع مقدس است. این کتاب در سی‌وچهار فصل به بررسی مقاطع مختلف زندگی این فرمانده پرداخته‌، از جمله دوران کودکی، تحصیلات، فعالیت‌های انقلابی و سوابق زندانی قبل از پیروزی انقلاب در زندان‌های ساواک و همچنین، حضور او در ناآرامی‌های غرب کشور، آزادسازی مریوان، فرماندهی سپاه مریوان و تشکیل تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص). این اثر شامل خاطراتی از خانواده، دوستان و همرزمان شهید است که از زاویه‌های گوناگون به بیان تجربیات خود می‌پردازند. این روایت‌ها به جزئیات فعالیت‌های احمد متوسلیان در عملیات‌های مهمی مثل: فتح‌المبین و الی بیت‌المقدس و همچنین حضور او در جبهه لبنان علیه رژیم صهیونیستی اشاره می‌کند. همچنین، ماجرای اسارت او و پیگیری‌های بعد از آن نیز در کتاب آمده است.

توضیحات

در برشی از کتاب «عروج از شاخۀ زیتون» می‌خوانیم:

فرمانده گردان ارتشی‌ها با ما هماهنگ شد. آقای میرزایی را هم که خیلی شاکی بود، به این شکل توجیهش کردم و خلاصه یک گردان چهارصدپانصد نفرۀ سرباز به ما دادند. این گردان بزرگ در اختیار ما بود که از این هزار نفر، حداقل یک گروهان بتواند به توپ‌خانه برسد و آن را تصرف کند. همه نگران این ماجرا بودند. ما چندین ماه با ارتشی‌ها به راهپیمایی و پیاده‌روی رفتیم که با همدیگر آشنا شویم. قبل از شب عملیات، فرمانده‌گردان‌ها و گروهان‌ها و دسته‌ها برای شناسایی از راه دور رفتند؛ چون از خط نمی‌توانستیم رد شویم. تمام شناسایی‌های ما از روی کالک عملیاتی و از دیدگاه بود که در حد معاون گردان و فرمانده گروهان را می‌توانستیم با خودمان ببریم. خلاصه شناسایی مسیرها را روی کالک عملیات یاد گرفتند و شب هم از روی انجام شد و تقریبا دیدگاه دیدند. منطقۀ آنجا تپه‌ماهور بود و از روی تپه می‌شد همه‌جا را دید. تا اینکه به شب عملیات رسیدیم. کسی به نام آقای کریم را به‌عنوان بلدچی گذاشتند؛ چون چوپان آن منطقه بود. ایشان کل منطقه را مثل کف دستش بلد بود. همانطورکه گفتم، آنجا یک منطقۀ تپه‌ماهور است. در تپه‌ماهور، همۀ تپه‌ها شکل همدیگر هستند. گیاهان مثل همدیگر و مسیرها هم تقریبا مثل هم هستند. تمام منطقه به یک رودخانۀ بزرگ و رودخانه به مسیری دیگر منتهی می‌شد. ما باید از این منطقۀ تپه‌ماهور رد می‌شدیم و به جادۀ دهلران می‌رسیدیم. از روی جاده هم باید می‌گذشتیم و به تپه‌های علی‌گره‌زد می‌رسیدیم . توپ‌خانۀ دشمن در آنجا بود. کل گردان در شب عملیات از خط مقدم رد شدیم. قبل از اینکه به جادۀ دهلران برسیم، دیدیم عراقی‌ها روی تپه‌ها سنگر گرفته‌اند. بعضی جاها در بین شیارها باز بود. ما از میان شیارها رد شدیم. قبل از جادۀ دهلران یک رودخانۀ فصلی وجود داشت که فکر می‌کنم اصلا آب نداشت. آنجا به ما گفتند که دو طرف این رودخانه، دو تپۀ کوچک هست و دو تانک در آنجاست که باید از میان آن‌ها رد بشوید. ما اگر از روی شن‌ها می‌رفتیم، متوجه ما می‌شدند؛ به‌خاطر همین، دو توپ موکت با خودمان برده بودیم که آن‌ها را کف رودخانه پهن کنیم و از رویشان رد بشویم. اما قبل از اینکه به تانک‌ها برسیم، نصف گردان گم شد!

 

کتاب عروج از شاخۀ زیتون؛ جواد کلاته عربی

توضیحات تکمیلی
نام کتاب:

عروج از شاخۀ زیتون

نام نویسنده:

جواد کلاته عربی

موضوع:

دفاع مقدس/ زندگی‌نامه

سال انتشار:

1402

شابک:

978-622-7812-

قطع:

رقعی

نوبت چاپ جاری:

سوم/

ناشر:

انتشارات 27 بعثت

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عروج از شاخۀ زیتون”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *